رادیکال های آزاد/ آلیس مونرو/ فرهنگ
اوایل دوستها و آشناهایش مرتب تلفن میکردند تا مطمئن شوند نیتا زیاد افسرده و تنها نیست، کم غذا نمیخورد یا زیادی مشروب نمینوشد. ( او چنان شرابخوار قهاری بود که خیلیها یادشان رفته بود که الکل برایش قدغن شده ) نیتا خیال همه را راحت میکرد، نه به نظر زیاد افسرده میرسید و نه به طور غیرعادیای خوش حال بود و نه گیج و حواس پرت شده بود. میگفت با همان خواروباری که دارد فعلاً سر میکند، دارو به اندازه کافی دارد و برای نامههای تشکری که میخواهد بنویسد تمبر توی خانه هست.